تبليغاتX
گاه باره سیاست
 

آقایان اگر واقعا قدرت طلب نیستید؟ اگر واقعا مصالح ایران و نظام مهم است؟ اگر واقعا به کرامت انسانی و حقوق مردمی احترام می گذارید؟ اگر واقعا در ایران دموکراسی و حقوق بشر محترم شمرده می شود؟اگر واقعا نمی خواهید بهانهء شادمانی دشمنان ایران باشید؟ اگر واقعا همه ایرانی هستید؟

1.       آقای رئیس جمهور استعفا دهد.

2.       آقای موسوی از کاندیداتوری کناره گیری کند.

3.    انتخابات با کاندیداهای جدید از هر دو جناح و البته کاندیداهای مستقل تجدید شود.البته تحت نظارت یک ستاد مستقل از وزارت کشور- با حضور نمایندگان رهبری –نمایندگان کاندیداها- و نمایندگان سایر قوای سه گانه .نیازی به گروه ناظر بیگانه نیز نیست.

.............................

 ای کاش به جای اینکه هر روز بیشتر به سرکوب و مرعوب ساختن مردم بیاندیشید! ای کاش به جای اینکه هر روز آتش احساسات جریحه دار شدهء مردم را شعله ورتر کنید قدری منطقی به حفظ منافع کل ایران در برابر منافع فردی بیاندیشید.

 .............................

البته در تکمیل راه حل یاد شده! باید عرض کنم حوادث ناگوار این دوره از انتخابات نشان داد ساز و کار برگزاری انتخابات در ایران با مشکلات جدی روبروست.که در این بین وظیفهء قوهء مقننه بررسی راه کارهای جدید برای انتخابات ریاست جمهوریست. البته این ایدهء اشکال به نحوهء برگزاری انتخابات از من نیست بلکه این ایده چندی پیش در یک جلسهء کارشناسی مطرح شد که من هم حضور داشتم...خلاصه اینکه سخن در اینباره بماند برای بعد.

 به امید ایرانی آباد و ایرانیانی سرافراز

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 1:14 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

اگر منزلت و جاه فرمانروایی ، در دلت سرکشی و خودبینی پدید آورد ، آنگاه به عظمت قدرت خدای بنگر که برتر از تست ، و به قدرت او در آنچه به آن توانا نیستی نظاره کن که این کار سرکشی تو بشکند و از تندی تو بکاهد و از خود پسندیت باز دارد و خرد را که از تو گریزان گردد به تو باز گرداند.

حذر کن از درگیری با خدای در بزرگی ، و همانند داشتن خود با او در جبروت و کبریا ، که خدای گردنکشان را خوار می گرداند و متکبران را خاکسار می سازد. در مورد حق خدای و حقوق مردم و شخص خویش و خاندانت و کسانی که به آنان مهر می ورزی ، انصاف رعایت کن ، که اگر چنین نکنی ، بیداد کرده باشی.هر که با بندگان خدای بیداد کند ، خدای به جای بندگان خود با او خصمی کند و هر که با خدای درافتد ، حجتش نپذیرد و تا دست از بیداد نکشد و توبه نکند ، همچنان با خدای در پیکار بوده باشد.

-------------------------------------------------

 امروز هر چه بر مظلومیت جوانان بی پناه ایران گریستم آرام نگرفتم! هر چه خود خوری کردم و زبان در کام گرفتم آرام نگرفتم! نصیحت دایی علی و زن دایی هم که از آن سر شهر سراسیمه آمدند تا آرامم کنند فایده نداشت! قسم و التماس های مامان و بابا هم ...می خواهم در این تیره شبی که از صبح شدنش می ترسم فریاد کنم و به خدا پناه ببرم...وقتی دادگاه عادلی نیست باید به خدا پناه برد! اما دلم کوچک است من اندازهء خدا صبر ندارم! طاقت ندارم حتی به فردا عصر بیاندیشم! به عزم جزم جوانان ایرانی که حالا کسی که بدو پناه برده اند تهدیدشان می کند ! مرعوبشان می کند...ای وای خدایا! حتی تو را در قلبهایمان فیلتر می کنند!

برادر ارتشی! برادر سپاهی! برادر نظامی! مبادا خدا را فراموش کنی! اویی که ولی مطلق ماست! ولی مطلق من! ولی مطلق تو! ولی مطلق همهء جوانان ایرانی! حذر کن از درگیری با خدای بزرگ...به عظمت همو سکوت نخواهد کرد....

 

+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 2:47 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 

در حالی که گفته می شود تحقیق دربارهء دلایل مشارکت انگلستان در جنگ عراق شروع شده است،دولت گوردون براون با اتهام مخفی کاری در این باره روبرو شد. این در حالیست که نخست وزیر انگلستان مدعیست که این تحقیق باید به دلیل حفظ امنیت ملی به طور خصوصی و محرمانه انجام شود. مخالفان براون معتقدند که نخست وزیر انگلستان برای اجتناب از نتایج نامطلوب انتشار نتایج تحقیق در انتخابات سراسری ، بطور تعمدی در این وظیفهء خود تاخیر می کند. در واقع ناظران سیاسی بر این باورند که علاوه بر اینکه جنگ عراق فشارهای مالی زیادی به دولت انگلستان تحمیل کرده است اما با توجه به آسیب های روانی این جنگ به مردم و تلفات انسانی این نگرانی وجود دارد که انتشار حقایق جنگ تبعات سیاسی جبران ناپذیری برای حزب کارگر انگلستان داشته باشد. با وجود این کارشناسان می گویند هر چند لازم است این حقایق به روشنی به افکار عمومی منتقل شود اما افراد بسیاری وجود دارند که مطالب زیادی دربارهء علت شروع جنگ عراق می دانند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 20:4 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

خانم ها و آقایان محترم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! سکوت! اینجا ایران است! لطفا سکوت! لطفا سکوت! لطفا سکوت! ...مگر نگفتم سکوت! اگر سکوت نکنید تبعاتش پای خودتان است!

این قانون است! این عین قانون است! این نص صریح قران است! این کلام مستقیم وحی الهیست! سکوت! سکوت! سکوت!......سکوت!

---------------------------------------

 راستی من کیستم؟ تو کیستی؟ ما کیستیم؟ ببخشید باید بپرسم:من چیستم؟ تو چیستی؟ ما چیستیم؟

لطفا اجماعاْ  برای مرگ دموکراسی در ایران فاتحه م الصلوات

راستی اگر روزی مزار مرا روی این کرهء خاکی یافتید - آرام و بی صدا بگذرید مبادا گردی از خاک گور من بر کفش شما بنشیند و زحمت پاک کردنش رنجورتان کند-مباد آن روز که گردی از هوا آنجا بر سینه تان بنشیند و سرفه و عطسه ای ولو آرام آزارتان دهد-مباد آن روز که از بالای مزار من می گذشتید مورچه ای را لگد کنید-علفی خودرو را بشکنید حتی مرگ و مزار من ارزش آزاردادن این موجود بی دفاع را ندارد...اگر روزی از  مزار من گذشتید لطفا آرام و بی صدا بگذرید.. 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 16:57 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 سوال: "با توجه به ایدئولوژیک بودن نظام ایران و تفاوت ساختار سیاسی ایران و امریکا چرا بین این دو کشورشباهت وجود دارد؟و هر دو در پی other (دیگر) هستند ؟ (یعنی اینکه چرا هردو کشور با توجه به ساختار سیاسی متفاوت، برای بقا و تداوم روند خودشان ،برای خود یک دشمن یا یک موضوع خارجی تعریف می کنند ؟ به عنوان مثال؛امریکا در یک مقطع ،کمونیسم ،ودر حال حاضر هم تروریسم رامطرح کرده وایران هم در طی این سی سال امریکا و اسراییل را به عنوان دشمن تعریف کرده است و اگر این موضوعات برای هردو کشور حل شود ، other  ، دیگری برای خودشان تعریف می کنند . "

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 16:22 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین ، ...این روزها یکی از تاکتیک های دشمنان دمکراسی در ایران جنگ روانی و ایجاد نفاق و تفرقه میان صفوف مردم متحد است. این تاکتیک که همزمان با بستن همهء مجاری ارتباطی شهروندان و از طریق صدای و سیمای ایران بطور متمرکز و همچنین برخی مقامات معلوم الحال پیگیری می شود در چند جبهه انجام می شود.

* غیرقانونی ذکر کردن تظاهرات های بی صدا و توام با سکوت شهروندان+

* مصاحبه برنامه ریزی شده با افرادی معلوم الحال در مجلس و نویسندگان

* مصاحبه با شهروندانی که هیچ کس موضع واقعی آنها را نمی داند ولی خود را در صف طرفداران یک کاندیدای معترض قرار می دهند و سپس از سایر همراهان خود ابراز انزجار می کنند.

*سوء استفاده و تظاهر  به ادبیاتی نرم و البته عوامفریبانه

.

اما جدا از ضرورت هوشیاری ملت شریف ایران ،مسالهء اینکه آیا واقعا این شگردها اخلاقی است یا قانونی نیز جای بحث فراوان دارد.یکی از مشاهدات غم انگیز در این روزها حتی سوء استفادهء معنوی از حضور معترضین برای مشروعیت بخشی به دولت است. وقتی صدا و سیما با کنترل و هدایت دوربین های رسانه ها به میان اندک مردم موافق وضع موجود ++ و سپس انعکاس تصاویر جمعیت چند صد هزاری و گاه میلیونی معترضین از  بلندی و ارتفاع زیاد از تدوین و سرهم بندی تصاویر برای مشروعیت بخشیدن به دولت بهره برداری می کند ، چیزی که بیش از همه به چشم می آید و بسیار دردناک است گسترش بیشرمانهء سرقت معنوی  در این رسانه دولتیست.آیا این روشها واقعا اخلاقیست؟ آیا این روشها واقعا قانونیست؟ روی سخن من با کسانیست که این روزها در دام این جنگهای  روانی و نابرابر قرار گرفته اند ...

 

+احتمالا این افراد تنها از قانون اساسی همانها را بلدند که به نفع خودشان است و شاید پس از این با بستن تمام مجاری ارتباطی شهروندان به اصلاح این اندک آزادی بیان در ایران نیز اهتمام ورزند..

 ++ البته که معلوم الحال هستند اگر در وزارتخانه ها و شرکتهای دولتی شاغلید حتما می بینید که افرادی چگونه برای چنین ماموریتهایی پولها و جوایز بزرگ دریافت می کنند. در حالی که بی دغدغهء وسیلهء نقلیهء عمومی از وسایل نقلیه دولتی نیز بهره برداری می کنند..

 ----------------------------------

در نهایت اینکه بیائید از شر ریاکاران و فریبکاران به خدا پناه ببریم .هر چند عاقلانه و هوشیارانه بیاندیشیم..

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 14:52 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

برای روشن کردن دلایلم برای اعتراض با فاکتور گرفتن از خیلی دلایل سیاسی و پشت پرده به برخی دلایل روشن برای عامهء مردم اشاره می کنم ، البته در دو دسته دلایل :1.چرا مخالف دولت آقای احمدی هستم :2: چرا به روند انتخابات و نتیجهء آن اعتمادی ندارم

 1: چرا مخالف آقای احمدی هستم؟

در پاسخ به این سوال از همهء دلایل سیاسی و اقتصادی صرف نظر می کنم و به همین بسنده می کنم که متاسفانه رفتار و گفتار و در واقع ایدئولوژی ایشان موجب زیان جامعه بوده و هست.این در حالیست که بنده بنا به عقاید انسانگرایانهء خود به هر انسانی با هر گرایش فکری و رفتاری احترام می گذارم و وی را آزاد می دانم تا وقتی که آزارش به هیچ انسان دیگری نرسد و مخل آسایش و خوشبختی دیگری نباشد. اما وقتی این فرد در مقامی قرار گرفت که عمل وی زندگی یک یا چند نفر چه رسد به میلیونها انسان را تحت الشعاع قرار داد باید به رفتار و گفتار وی حساس بود چرا که دیگر رفتار و گفتار او برای زندگی شخصی خودش نیست: از همین رو حالا به آقای احمدی معترضم چرا که وی در تمام دوران 4 سال گذشته و حتی در همین چند صباح بعد از انتخابات با رفتار و گفتار خود موجب خشم و سلب آسایش و آرامش بسیاری از افراد این جامعه شده است. در این چهار سال گذشته بطور آشکار مرزی در جامعه به وجود آمده است که افراد نزدیک وی خودی محسوب می شوند و افراد مستقل و معترض وضع موجود افراد ناخودی : این یعنی شکاف روز افزون بین جامعه که متاسفانه می تواند تبعات زیانبارتری از وضع موجود نیز داشته باشد...

 2:چرا به روند انتخابات و نتیجهء آن اعتقادی ندارم؟

 روی سخنم با کسانیست که یا مواضع بنده را نمی شناسند و یا می شناسند و آگاهانه عناد می ورزند! دوستان عزیز بنده از وقتی قدرت تمیز یافتم در تلاشی خستگی ناپذیر نفس خود را در مسیر اخلاقمندی و اخلاقمداری مراقبت نموده ام. اعتراض من به وضع موجود هم در راستای این هدف است. اصلا هیچ حرفی در مورد مسائل پشت پردهء سیاست ندارم بلکه قضاوتم بر اساس یک بازی نابرابر است. بازی نابرابری که وضعیت بغرنج را بغرنج تر و تحمل ناپذیرتر کرد. برای بنده هیچ تابوئی وجود ندارد و تنها ملاک عملم خداست .باید بگویم با احترام فراوان به آقای موسوی اعتراض بنده در تمام این مدت حتی بر مبنای حمایت از ایشان نبود بلکه بنده از حق خود و تک تک معترضین وضع موجود حمایت می کنم و از همین رو اینک با وجود تهدیدها و ارعابها سخنم را واضح و روشن می نویسم :می گویم اصلا بر فرض بپذیریم تعداد آراء درست اعلام شده (فقط بر فرض ) اما باز هم این بازی نابرابر غیر عادلانه بود:می فرمائید چرا؟ به این دلایل:

1: ........(سکوت)

2: سوء استفادهء گستردهء آقای احمدی و یا همراهان ایشان از استقرار بر نهاد اجرایی : در اشکال : سوء استفاده از نیاز مادی قشری مستمند با استفاده از تقسیم پول و برخی مایحتاجهای مادی بین این قشر و در مقابل جلب رای ایشان *- استفاده از امکانات دولتی برای سایر تبلیغات- اجرای انتخابات در درون خود دولت مستقر

3: سوء استفاده و یکجانبه گرایی رسانهء ملی از فضای انتخاباتی برای آقای احمدی در اشکال مختلف مثل: بازتابهای گسترده و صرفا تبلیغاتی از عملکرد دولت (البته شما لطفا بخوانید ادعای دولت مبنی بر انجام کاری)- محاسبات غیر منطقی در زمان مناظرات و پاسخگویی- ...که متاسفانه حتی در جریان انتخابات و بعد از آن نیز با شدت و بی انصافی بیشتر ادامه داشت

 * برای کسانی می نویسم که مدعی هستند دموکراسی یعنی همین ! و یا برای افراد بی بضاعت و مستمند دل می سوزانند: بر هر عقل سالمی روشن است که با اعطای صد و پنجاه هزار تومان و یا...نیاز اساسی مستمندان بر طرف نمی شود و در این رفتار دولتی جنبهء تبلیغاتی بیش از همه به چشم می خورد.با همین زمینهء فکری ، هر متفکر سالم العقلی را دعوت می کنم به اندیشیدن به این نکته که این پول از کجا تامین شد؟ آیا جز این است که از بیت المال عمومی بود و آیا جز این است که وقتی در فضای انتخاباتی کسی از این بیت المال به نفع خود بهره برداری می کند نه تنها رضایت عام را به دنبال ندارد بلکه فعلی حرام و ناعادلانه را انجام می دهد ؟

--------------------------------------

از همین رو تاکید می کنم اعتراض بنده به عدم صداقت است، به بی عدالتی و بی انصافیست-به سیاست های پوپولیستی در قالب و نماد دموکراسیست و نه صرفا طرفداری از فرد یا افرادی...این جملهء آشنائیست : بنده احساس خطر می کنم – باید تاکید کنم بله بنده نیز واقعا احساس خطر می کنم در جامعه ای که نیم آن جوانان خشمگین و سرخورده ائیست که سه راه بیشتر پیش رو ندارند : روی آوردن به سرگرمی های غیر عقلانی برای فراموشی عقلانیتی دردناک – افسردگی و پژمردگی روح و روان و در نهایت فرسودگی جسم – در آخر فرار از این جامعهء ناعادلانه که متاسفانه یا خوشبختانه برای همه این امکان فراهم نیست...بله بنده احساس خطر می کنم برای ایران به دلیل از دست دادن پتانسیل جوانانش در این باتلاق فروخورنده و نابود کننده...

در کنار تمام دلایل یاد شده باید بگویم احساس خطر می کنم چون به طور حتم در این جامعه اخلاق روز به روز بیش از گذشته ارزش خود را از دست می دهد : دروغ جای صداقت را می گیرد- عناد و دشمنی و کینه و نفرت جای دوستی و مهرورزی و اتحاد را – گدایی و طمعکاری جای عزت نفس و کرامت انسانی را....

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 1:0 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

می گویند دوستانت را وقت سختی ها باید بشناسی ...این روزها به این می اندیشم که راست گفتند حالاست که ما نیز نمایندگانمان در مجلس شورای اسلامی را بهتر بشناسیم. کسانی را که قبل از انتخابات از نمایندگی خود تعدی کردند و با گرایش خاص سیاسی شان وارد کارزار انتخابات ریاست جمهوری شدند * و به گمانشان باید همهء مردم از آنها تبعیت می کردند و درست یک روز بعد از انتخابات نیز در حالی که هنوز تائیدی نبود و گزارش ها و نشانه های اعتراض بود به طور یکجانبه بر این انتخابات صحه گذاشتند.* سخن روز من این است بیائید این روزها دوستانمان را بهتر بشناسیم. بیائید از این افراد که به مجلس فرستادیم بپرسیم که در حالی که در تهران و همهء شهرها آشوب برپاست .دانشجویان و نخبگان ایران در دانشگاه تهران و شریف و اصفهان و شیراز کتک می خورند و جان می بازند...اعتراض ها هر روز بلند تر می شود شما نمایندهء کیستی؟ باید بپرسیم چگونه می توانید در این امانت که بر عهده تان گذاشتیم خیانت کنید؟ مگر نه اینکه قبل از خظ مشی سیاسیتان باید نمایندهء مرز و بومی باشید که شما را بدانجا فرستاد؟ اصلا من هم نمی دانم نمایندگی یعنی چه؟ شما خود بگوئید یعنی چه؟

  • انتقاد من به همهء اکثریت و فراکسیون اقلیت هم هست ...
  • درست یک روز بعد از انتخابات در حالی که زمزمه های انتقاد و اعتراض برخاسته بود و هنوز مراجع قانونی رسیدگی به انتخابات نیز تائیدی بر انتخابات نداشتند اکثریت نمایندگان مجلس بیانیهء حمایت و تبریک به "محمود احمدی نژاد" را صادر کردند. آقای لاریجانی در جایی گفت مجلس نباید وارد مسائل انتخاباتی ریاست جمهوری شود! تناقض تا کجا؟!این یعنی چه؟ باید از ایشان پرسید پس شما نمایندهء چه مسائلی از مردم هستید؟

دوستان عزیز در حال حاضر به دلیل سرعت کم اینترنت قادر به باز کردن جی میل خود نیستم.با توجه به اینکه سابق بر این نیز یکی از ایمیلهای بنده هک شده بود. از دوستان مبارزم خواهشمندم اگر ایمیلی در اعتراض به شرایط موجود می فرستند با نام مستعار باشد .هر چندتمایل دارم حداقل خودم بدانم مخاطبم کیست اما هرگز دوست نمی دارم حداقل ذره ای آسیب به کسی برسد چه موافق و چه مخالف. من با علم به خطرات موجود و خواندن اشهد خود این مبارزه را با شرایط موجود شروع کرده ام اما هرگز دوست نمی دارم کس دیگری را به این خط مقدم دعوت کنم.خواهشمندم فعلا ایمیلهای خود را به آدرسی که در ذیل می گذارم ارسال نمائید.در ضمن از پذیرش هر ادی در مسنجر معذورم.به امید ایرانی در صلح و آرامش برای همهء ایرانیان.

  afifeh.abedi@yahoo.com 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 11:4 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

                                          

               

می خواهم مرثیه بخوانم برای عدالت و انصاف-کرامت انسانی در ایران : این روزها که موجودات جان دار و ذی شعور ایرانی خس و خاشاک * می شوند و زیر باتوم نیروهای ماسک دار که حتی شائبهء بی گانه بودنشان هست کتک می خورند و ناسزا می شنوند...ای وای که چگونه است که من برای خس و خاشاک شعر می سرایم و عشق می ورزم ، اما اینک زبانم قاصر از بیان عشق و مهرم به جوانان ایرانیست...افسوس بر من که اینچنین حقیر شده ام...ای جوانان ایرانی که احساسات پاکتان چنین می رود که کدر شود ،گوش دارید مولایمان علی در نامه ای به مالک اشتر می گوید:

نفس را خواه ناخواه ، به پیمودن راه حق و انصاف وادار. دل سراپردهء محبت تودهء مردم کن، بر آنان مهرورز و با آنان نرم باش.مباد که چون درندهء شکار افکن به خون ریختن آنان پردازی ، چه آنان بر دو گروهند: یا در دین با تو برادرند یا در آفرینش با تو برابر، اما از آنان لغزش سر می زند و بیماری های روانی بر آنان عارض می گردد و خواه ناخواه به ناروا دست می زنند.پس آن سان که دوست می داری خدای بر تو ببخشد و از گناهت در گذرد تو نیز بر آنان ببخشای و از خطاهایشان در گذر ، چه تو زبردست و سرپرست آنانی و آن کس که ترا بر آنان فرمانروائی داد زبردست توست.و خدای جهان که ترا به تدبیر مصالح آنان گماشت و بدین گونه در معرض آزمایش در آورد زبردست تر اوست...

* احمدی در سخنرانیش به جوانان ایرانی گفت : تعدادی خس و خاشاک...در حالی که امام علی (ع) در نامه ای به اسود بن قطبه سپهسالار حلوان می گوید: فرمانروا اگر از هوسهای خویش پیروی کند بسیار شوذ که از راه عدل بگردد.پس باید که کار مردم در حقوقی که دارند در چشم تو یکسان باشد...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 10:31 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

امروز احمدی و طرفدارانش در میدان ولیعصر بخوانید در جایی که یک ماه جوانان سبز شادی می کردند! بخوانید جایی که دیروز خون جوانان سبز ریخته شد! شادی می کنند! * چگونه باید گفت این شادی بر آنها گوارا باد در حالی که نشانه های غرور ، غفلت و تحریک احساسات و عواطف انسانی در این شادی بیش از هر چیزی نمایان است. ای دوستان طرفدار احمدی قدری با احساسات پاک انسانی این جملات را بخوانید ! قدری با احساسات پاک انسانیتان به این شادی و پایکوبی بنگرید! مگر نه اینکه هنوز زمان رسمی شدن این انتقال قدرت نرسیده است! پس این شادی واقعا یعنی چه؟ البته که بر حسودان شادکامی هر انسانی لعنت! اما آیا انسانیست که به اندوه و حسرت دیگران بخندی! *

از علمای اخلاق همواره آمده است : هر کس که مسیر دنیوی و یا حتی اخروی خویش را صحیح و سالم پندارد ، از صاحبان غرور به شمار می آید و خداوند می فرماید : مبادا که زندگانی دنیا شما را مغرور سازد و مبادا به عفو خداوند مغرورتان گرداند.(سورهء حدید آیهء 14)

 

آمده است که وقتی امام علی به ضرب شمشیر ابن ملجم ضرب دید در اولین خواب کوتاهش حضرت رسول (ص) را به خواب دید ، به حضرت رسول گفت : ای فرستادهء خدا! از ناراستی و دشمنی ، چها که از امت تو ندیدم. آنگاه حضرت رسول فرمود : ای علی مرایشان را نفرین گوی ، حضرت علی گفت : خداوندا به جای ایشان مردم بهتر نصیب من فرماید و به جای من بدترین مردم را بر آنان بگمارد...

 

اینک نیز شایسته نیست جوانان سبز ایرانی خود را تباه مردمانی کنند که به نیرنگ فریفته شدند . بر خاک خدا سجده می زنیم و از خدا می خواهیم خنده های کسانی را بر خون و دلسوختگی جوانان ایرانی می خندند به گریه و خشم بدل کند و زندگی کسانی را که سهم عدالتشان بر پایهء حق خوری و خون این جوانان بنا می شود از بنا ویران کند.

 

·    تصور کنید شکارچی را که آهویی را شکار می کند و با افتخار در حالی که پایش را روی گلوی زخمی حیوان نحیف و جان باخته می گذارد عکس یادگاری می گیرد..

·    این روزها به صحرای کربلا می اندیشم و به آنچه بر اهل بیت حسین رفت...به زینب که سر برادر را بر نیزه دید به رقیه که سر پدر را مقابلش گذاشتند..

·    مگر چه شد مگر نه اینکه علی (ع) که بر حکومت محق تر بود سالها کنار نشست و...بگذار قدرت در دست تشنگان قدرت باشد شاید اینگونه جوانان ایرانی که سر در گریبان غم می کنند جان سالم به در برند...

·        فقط قدری از گرایشات سیاسیتان فاصله بگیرید و با احساسات پاک انسانی بخوانید و تامل کنید..

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 14:10 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

وقتی که خودت نباشی....!ارتباط پیچیدهء اقتصاد و فرهنگ از گذشته های بسیار دور از جمله مقولات فکری همهء اندیشمندان سیاسی و اقتصادی و اجتماعی  غرب و شرق بوده است. از گذر این اندیشه ها مکاتب فکری لیبرالیسم و مارکسیسم در انواع گوناگون شکل گرفته است. اما آنچه مسلم است چه اقتصاد زیر بنای فرهنگ باشد چه همدوش آن ، چه در پس آن ، در هر صورت در ارتباطی تنگاتنگ قرار دارند....این روزها که روزهای یک انتخاب سیاسی مهم است بار دیگر به این دغدغه ام رجوع می کنم که اقتصاد اولویت است یا فرهنگ؟ و هر کدام چگونه؟ از یک سو این نگرش وجود دارد که اصول رقابت ، مزیّت اقتصادی برای افراد منجر به افزایش امید به بهره وری و فعالیت و زندگی توام با پیشرفت و توسعه می شود . و از سوی دیگر این نگرش وجود دارد که نگاه یک بعدی به اقتصاد و بهره وری مادی موجب غفلت از شادکامی های حقیقی زندگی افراد می شود. در واقع از همان نگاه سازه انگارانه که رویکرد محبوب من در مقولات سیاسی اجتماعی است می توان گفت چه خوب است بهره وری اقتصادی فرصت استفاده بیشتر از کالاهای فرهنگی را در اختیار افراد قرار دهد.با این مقدمات آنچه به نظرم در جامعه امروزی ایران خلاء جدی آن قابل مشاهده است هویت اقتصادی و فرهنگی افراد است. البته این به معنای این نیست که کاملا در جامعهء ایرانی شاهد فقدان چنین هویتی هستیم. در واقع منظور و مقصود اصلی این است که این هویت فراگیر نیست یعنی در اختیار همهء افراد از همهء اقشار جامعه نیست. این همان چیزیست که در نهایت موجب مسخ شدن انسانها در یک زندگی راکد و بدون لذت و شادکامی روزافزون است. و در نهایت با تبعات سیاسی – اقتصادی و فرهنگی برای جامعه...

*باید گفت فردی که هویت اقتصادی ندارد اگر هم اهل فرهنگ باشد رو به فرهنگ سازی توام با یاس و ناامیدی حرکت می کند.

* باید گفت فردی که هویت اقتصادی ندارد ، اگر اهل فرهنگ نباشد ، در دایرهء سرگردان زندگی اگر به دیگران آسیب نزند ، اگر به خود آسیبی وارد نکند ، در هر صورت فاقد زندگی در حد کرامت انسانیست.

* باید گفت نباید از کسی که هویت اقتصادی مشروع ندارد انتظار داشته باشیم در دایرهء اخلاق انسانی بماند و به هویت اقتصادی یا فرهنگی دیگران تجاوز نکند...

اما مهمترین نکته که این روزها بدان می اندیشم این است که چقدر انسانها در جامعهء ایرانی که فاقد فرهنگ آزادیست هر روز از خود بودن فاصله می گیرند!به راستی اگر روزی صاحب جامعهء باز باشیم خود خودمان را در می یابیم؟ و یا آزادی هم برایمان نوع دیگری از خودبیگانگی خواهد بود...

به امید جامعهء آزاد اما با فرهنگ

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 10:30 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

کلمه سبز/۲۰ خرداد ۸۸

با نزدیک شدن به زمان تشکیل اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای که اواخر خرداد ماه در شهر یکاترینبورگ روسیه برگزار خواهد شد، بار دیگر در محافل داخلی و بین‌المللی مسئله رابطه جمهوری اسلامی ایران با این سازمان مورد توجه قرار گرفته است. باید گفت اگر چه جمهوری اسلامی ایران از سال 2005به عنوان عضوناظر در این سازمان پذیرفته شده است اما هنوز در محافل علمی و دیپلماتیک تردیدهایی در خصوص پیامدها و آثار مثبت و منفی این مسئله وجود دارد.به ویژه در مقطع کنونی که روابط ایران با غرب نیز در حال تحول است.از این رو در مقدمه باید چند نکته را در خصوص تحولات کنونی ایران و نظام بین الملل و سازمان شانگهای در نظر گرفت که در نتیجه گیری حائز اهمیت است:

·          ایران در مقطع انتقال قدرت قرار دارد

·          بسترهای لازم برای گفتگوی دو جانبه ایران و آمریکا مهیا شده و یا در حال مهیا شدن است.

·          ایران سالهاست پشت سد تردیدها و گمانه زنی های اعضای دایم سازمان شانگهای متوقف شده است

·          مهمتر اینکه سازمان شانگهای هنوز با ایدئالهای یک سازمان تاثیر گذار جهانی فاصله دارد.

·          ماه گذشته دیمیتری مدودف رئیس جمهور روسیه آقای احمدی نژاد را به اجلاس شانگهای در روسیه دعوت کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 9:19 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 

وقتی حمل و نقل عمومی در اختیار ستاد انتخاباتی آقای احمدیست!جوانان نسل سومی با پای پیاده به استقبال دولت امید می روند! افسوس بر کسانی که نمی توانند چنین بالندگی فهمیمانه را در نسل جوان ایران ببینند! نسلی که حالا بهتر از هر کسی رشد و توسعهء کشور را در تلاش و کوشش قانومند می بیند.نسلی که مطالبات مدرن خود را نیز از گردن نهادن به جامعهء پست مدرن می طلبد.نسلی که حالا نه مسخ شدهء غرب است و نه محصور شده در سنتهای پوسیدهء شرق...افسوس بر کسانی که چشمهایشان را بسته اند و گوشهایشان را گرفته اند و تنها اسیر منویات " بخوانید شیطانی" خود هستند. دریغ بر کسانی که از ارزش انسانی فرد فرد شهروندان جامعهء خود و جهان غافلند و در عصر برابری و انطباق زمانها و مکانها به تابو سازی مشغولند. باز هم می گویم دوستان بیائید بیاستیم! بیائید حرکت کنیم! راست گفت خاتمی فرصتی استثنائیست مبادا از دست بدهیم! مبادا لحظه ای تردید کنیم ! مبادا وقتی چنین آشکارا دروغ را می بینیم، صداقت را نادیده بگیریم! بیائید دلاوری موسوی را ! از خود گذشتگی کروبی را! و رشادت رضایی را دریابیم! بیائید خوب بینیم و خوب تفسیر کنیم! همه برای تغییر آمده ایم!

 

  • امشب باز هم در قلب و زبانم بارها آقای رضایی را تحسین کردم! از تدبیر او تا فداکاری ملموسش را که نمی توان نادیده گرفت و در برابرش سکوت کرد.ای کاش مردم ایران قدر نهند این انقلاب مدنی را! موسوی فرصت تغییر ماست! فرصت ساختن دنیای جدیدی که سالها بود آرزو داشتیم! هر چند نمی خواهم و نمی توانم انکار کنم مخاطرات بزرگی در راه است!

 

پینوشت: باز هم می گویم من از نسلی سوخته ام که همهء خردسالیش را در جنگ گذراند! شاید از همین رو آموخته ام بهترین تاکتیک دفاعی در برابر استراتژی تهاجمی! تهاجم روانی و اطلاعاتی است!  در عجبم که هنوز کسی که سالها در راس قدرت بوده است نمی داند! و شاید البته می داند که در همهء مناظرات بحث را به حاشیه می کشاند! اما این منصفانه نیست که کسی را که با رشادت خود را قربانی این تاکتیک دفاعی می کند تحقیر کرد! باید اهل فن باشی که بدانی این شکستها عین پیروزیست! چون هدف همان عقب نشینی و انکار برنامهء تهاجمی از سوی دشمن است.این بر هر منطق سالمی روشن و مبرهن است.امروز می خواهم بگویم که تمام تلاش من این روزهای گذشته و در آینده در راستای اجرای همین تاکتیک است و خواهد بود! یعنی افشای تحلیلهایم از حرکتهای تهاجمی دشمنان جامعهء مدنی ایران! واضح و روشن است مخاطراتی در راه است! ای عزیزان هم وطن بیائید هوشیار باشیم!

 

ای ایران، ای سرزمین دلیران پاس می دارمت!

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 1:48 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 

این روزها که می گذرد هوای شهر جور دیگریست! زمین ، خاک شاید ثابت است اما هوای شهر جور دیگریست! کمی با تامل بنگرید نه به در و دیوار و پوسترهای تبلیغاتی ! به چشمهای پر از تشویش ، به صداهایی که می لرزند! به قلبهایی که پر تپش تر شده اند! اصلا کاری به اشتیاق طرفداران کاندیداها هم ندارم! هوا جور دیگریست! *.....اما چند مساله را که می خواهم بشکافم : اعتماد ملی و نقش آن در امید به زندگی و در نهایت اتحاد ملی

اعتماد ملی یعنی چه؟ برای کسانی می نویسم  که مدعی هستند اظهارات عمومی احمدی و این سنت وی در شکافتن حرمتها در اظهار عمومی شجاعت است؟ البته که من نمی خواهم مثل احمدی باشم و ملاحظات ملی را در نظر نگریم ، از همین رو از ریشه گرفتن این بدعت و دامنهء آن در دولت سخن نمی گویم ، اما سخنگوی نظام هم نیستم ! یکی هستم از بطن جامعه که دغدغه اش فقط آبادانی و توسعهء ایران است و صلاح و امنیت ملت! گفتم جامعه مثل یک خانواده می ماند : پدر ، مادر ، فرزندان! می خواهم بگویم ما فرزندانی هستیم که ناگزیریم هر جا رفتیم شناسنامه مان را نشان بدهیم که این پدرم است! این مادرم است! پدرم این کاره است ! مادرم این کاره! خانه ام فلان جاست و وضعیت معیشت و زندگیم این گونه! می خواهم بگویم مگر نه اینکه حالا این نظام خواسته یا ناخواسته اولیای ما شده است ! و ما چون همهء جوامع دیگر اگر حق رشد و ترقی داریم ! حق اعتراض و انتخاب! وظیفهء احترام و حفظ حرمت همچنین ! فقط می خواهم بگویم مگر نه اینکه زیر سوال بردن اشخاص حقیقی و حقوقی نظام آن هم بدون محاکمه و طی روند قانونی یعنی کاهش اعتماد ملی ؟! و از سوی دیگر مگر نه اینکه اعتماد ملی رابطهء مستقیم با امید به زندگی و تلاش ملی دارد؟ و مگر نه اینکه جامعهء ایرانی یکی از جوانترین جوامع جهانیست؟ این یعنی چه؟ خیلی ساده است ، خیلی ساده : رفتار و بدعت تازهء احمدی یعنی کاهش اعتماد ملی و کاهش اعتماد ملی یعنی کاهش امید به زندگی و تلاش . و حالا سوالم این است کاهش امید به زندگی و تلاش یعنی چه؟ یعنی همین که در این چهار بیش از گذشته تجربه کردیم : فساد و اعتیاد جوانان و یا حداقل تلاش و تقلای آنان برای مهاجرت به آن سوی مرزها!

عمق فاجعه وقتی روشن تر می شود که مشکلات اقتصادی هم بر آن افزوده می شود .در واقع جامعه ایرانی با این روند به باتلاقی برای جوانان ما تبدیل می شود. با تلاقی که یا جوانان را در دامن اعتیاد و فساد نابود می کند و یا در یاس و افسردگی هجرت از قوم و خویش و وطن! و یا در دایرهء سرگردانی میان خوب ، بد ،زشت! خیلی دردناک است.اگر لمس نکرده اید فقط قدری فارغ از شرایط موجودتان ، خودتان را در این شرایط بگذارید و ببینید در ادامهء این روند ایران ، وطن ما به کجا می رسد!

اما اتحاد ملی برای چه ؟ از قدیم گفته اند تفرقه بیافکن و حکومت کن! وقتی به خیل عظیم طرفداران اصلاحات می نگرم و رفتارهای موذیانه آن طرفیها را می بینم به این می اندیشم چرا باید بگذاریم برنده باشند .چرا بگذاریم بکارند و بچینند؟ ما در یک جبهه هستیم دوستان ، همهء ما از طرفداران موسوی و طرفداران کروبی تا طرفداران رضایی ، جبهه یکیست تغییر وضع موجود! من متعجبم از خودی ها به ویژه از صاحبان اندیشه و قلم که از درک شرایط روانشناختی و جامعه شناختی ایران در حال حاضر یا عاجزند و یا شاید می فهمند و ...* دوستان ! ای عزیزان بیائید متحد باشیم حتی اگر رای مان یکی نیست! بیائید بدانیم اگر تیر تو به هدف خورد من هم پیروز نباشم نباخته ام چون تغییر مهیا شده است! دوستان ! ای عزیزان! اگر رای مان یکی نیست ! بر علیه هم نباشیم! که ما در یک جاده ایستاده ایم ! راه ما همه یکیست : یعنی تغییر! مگذاریم که کسانی که تخم نفاق کاشته اند خوب درو کنند! مگذاریم کسانی که تخم نفاق کاشته اند اگر درو نکردند! آتش به خرمّن مان بزنند! کنون ، زمان اتحاد است برای تغییر و توسعه نه جنگ و خونریزی! ما از بوی خونهای ریخته شده چنین افسرده و سرگردانیم! بیائید حرکت کنیم ! بیائید بخواهیم! بیائید صف ببندیم محکم تر از زنجیره های فولادی بیائید متحد شویم در حق مسلّم شهروندیمان یعنی رای دادن!یعنی نتیجه بخش بودن این رای!بیائید مگذاریم نادیده مان بگیرند!

 

 

* می خواهم تمرین کنم مثل احمدی نباشم! نا سلامتی سیاست می خوانم! می خواهم سیاستمدار قابلی باشم! پس نمی گویم خودتان بنگرید و تحلیل کنید...اما...

** ظنّم را بر این می گذارم که این افراد متاسفانه ناخواسته درک نمی کنند ، چون اگر فرض کنیم درک می کنند و اهداف دیگری را دنبال می کنند که هم دردناک است و هم فاجعه آمیز!

 

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 1:40 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 

چرا اعتراض؟ چرا فریاد؟ چرا احمدی نه؟ چرا موسوی آری؟

دلیل اعتراض که کاملا روشن و ملموس است ، چهار سال از زمانی که آقای احمدی عهده دار مسئولیت ریاست جمهوری ایران شده است می گذرد و ما عملکرد وی را در همهء حوزه های سیاسی ، اقتصادی دیده ایم.از اقتصاد سخن گفتن برای من سخت است ، چون تخصصم نیست! اما در هر صورت ما* راضی نیستم! نه از شرایط اقتصادی ایران! ** نه از شرایط سیاسی و اجتماعی!دلایل بسیاری دارد اما نمونهء کوچکش این است که برای ما به عنوان متخصص روابط بین الملل سیاست خارجی دولت غیرقابل قبول است.سیاستی که در این چهار سال نه تنها بر پایهء منافع ملی ایران نبود بلکه مبتنی بر خرافه ها و توهماتی می چرخید که هر روز بر جایگاه منطقه ای و بین المللی ایران و البته سیاست داخلی کشورمان تاثیر منفی روزافزون داشت. از غفلت از حوزهء نزدیک گرفته تا حضور مستمر در منطقه ای فراتر از قاره های نزدیک ***.ایران زمانی تحویل احمدی شد که در منطقه و جهان نسبتاً دارای جایگاه مطلوب بود.رئیس جمهوری داشتیم که همهء روسای جهانی از مذاکره با او احساس رضایت می کردند و ما افتخار می کردیم که ایرانی هستیم ، اما حالا چه؟ در ایتالیا چه شد؟ در ژنو چه شد؟ آیا تنها احمدی زیر سوال رفت؟ نه عزیزان این 70 میلیون ملت ایران بود که سرافکنده شد.از همین رو در انتخابات ریاست جمهوری دهم بر هر فرد ایرانی واجب است که سکوت نکند! واجب است فریاد بزند :ای داد ! اما من هرگز مدعی نیستم که با آمدن کس دیگری ایران در عرض یک شب گلستان می شود و آسیبهای وارده به حوزهء اقتصادی ، سیاسی ،مدنی ایران طی این 4 سال گذشته برطرف می شود!دوستان عزیز ! هر دولتی که سر کار بیاید وظیفهء ما اتحاد ملی برای همکاری در حوزه های توافق است و در حوزه های اختلاف نیز ناگزیریم از گردن نهادن به قانون و پیگیری تغییرات قانونی!

برای کسانی که می گویند چرا آقای موسوی؟ برای کسانی که می گویند چرا موسوی در برابر احمدی سخن نگفت؟ سوال اصلی من این است : فرق یک فرد به عنوان رئیس جمهور با یک فرد عادی چیست؟ سوال من این است آیا یک دولت به عنوان یک کل اعم از نهادهای اجرایی ، قانونگذاری و قضایی نباید حریم خصوصی داشته باشد؟ ****سوال من این است اگر کسی واقعاً دلسوز مردم است چرا 4 سال در برابر ادعاهایی که خود را حالا محقّ اعلام عمومی آن می داند سکوت کرده؟ چه اقدامات قانونی در اینباره تاکنون انجام داده است که به سرانجام نرسیده و حالا به خود اجازه داده است بدون مقدمه در اظهار عمومی اعلام کند؟همه حتما مناظرهء موسوی و احمدی را دیده اند؟ همه حتما مناظره امشب کروبی و احمدی را هم دیده اند؟ دوستان تناقض تا کجا؟ کسی که جلوی موسوی از همه چیز گفت الا طرح و برنامه ، حالا مدعی شد که آقای کروبی این مسائل چه ربطی به برنامه های دولتی دارد؟ تناقض تا کجا آن هم در برابر دیدگان دست کم 200 میلیون ناظر ایرانی و خارجی؟

می گوئید چرا عصبانی ؟دوستان من این مطلب را کسانی می خوانند که قدرت تمیز دارند ،لحظه ای درنگ کنید لحظه ای تامل بفرمائید : شرایط ایران در دههء 60و 70 شمسی چگونه بوده است؟ جنگ ، فشارهای شرق و غرب و انزوای کامل بین المللی..را فراموش کرده اید؟ اما ملاحظه کنید سال 84 که دولت تحویل احمدی شد در چه وضعیت بین المللی و اقتصادی قرار داشتیم؟ باید تاسف خورد که در راس قدرت کسی نشسته است که قدرت تفکیک زمان و مکان را از هم ندارد! من از اندیشیدن به اینکه چهار سال چنین انسانی بر ملت نجیب ایران بر میلیونها دانشمند وارسته حکومت کرده است شرمنده و متاسفم!از شجاعت نگوئید لطفا! عزیزان به کمی دورتر بنگرید به کمی آن طرف تر از دورتر ، به پیرزنان و پیرمردان که از دغدغهء تغییرات اجتماعی – سیاسی گذاشته اند نه حتی ، مهمتر اینکه به جوانان و نوجوانانی بنگرید که هنوز بر جریان احساسات سوارند ، به اینکه هنوز برای زندگی در اجتماع نیازمند امید و اعتماد به چارچوبهای اجتماعی و سیاسی هستند ، هنوز لازم است خطوط قرمزی داشته باشند تا به بلوغ فکری برسند ، چرا باید کسی به خود اجازه دهد اعتماد ملی را تا این حد نازل کند که فکر کنیم همه دزدند؟ خیلی ساده تر بیاندیشید حرمت پدر یا مادر خانواده ای شکست چه بر سر فرزندان آن خانواده می آید؟ جامعه یعنی همین پدر ، مادر ، فرزندان ارشد و فرزندان کوچکتر ! به همین ترتیب یعنی تلاش ، پشتکار و اصلاح الگوی رفتاری اما جایی هم اطاعت و احترام و حفظ حرمت!

خلاصه بگویم هدف من اتحاد است، اتحاد برای کنار گذاشتن کسی که به راحتی دروغ می گوید، به راحتی سفسطه می کند و انگار 70 میلیون انسان هم حریفش نیست.موسوی یعنی فرصت تغییر! بیائید برای تغییر از همینجا شروع کنیم.به کسی فرصت ندهیم که رای ما را نادیده بگیرد یا دست بر آن ببرد!

 * ما به معنی حداقل ترین مخالفان وضع موجود که حتی دو نفر باشد!

**اما مثل هر ایرانی به آمار و ارقامی رجوع می کنم که نهادهای دولتی و کارشناسان ارائه می کنند! به وضع اقتصادی و معیشتی خودم و خانواده ام و همسایه ها و آشنایان و بستگان می نگرم! که درمی یابم

 

*** دوستان من سیاست هم چون هر علمی تخصصی است، حالا در جایی قرار گرفته ایم که همهء عالمان سیاست بر اجماع هستند که وضع موجود نامطلوب است و اگر تغییری در قوهء اجرایی نشود باید منتظر شرایط بغرنج تر سیاسی و اقتصادی باشیم. فهرست اساتید علوم سیاسی را که موید این مطلب هستند اینجا بخوانید اما بدانید اساتید دیگری هستند که هنوز نامشان در این فرصت منعکس نشده است.بیانیه 71 استاد علوم سیاسی

****چرا به تدبیر و صبر موسوی نمی اندیشید؟ واقعا فکر می کنید او نیز از اطلاعات و اسرار دولتی و پشت پرده بی خبر بود؟ او نمی توانست از کسانی نام ببرد که از اقوام و نزدیکان احمدی هستند و پروندهء اعمالشان پر از ...اما او سکوت کرد چون حاضر نبود به هر قیمتی پیروز شود! چون تنها به خودش نیاندیشید! به ایران و ایرانیانی اندیشید که جامعه ای در صلح و آرامش می خواهند...

پینوشت: حرفها اینقدر زیاد است که در صفحه ها هم نمی گنجد :اما خارج از بحث بگویم همین یک ماه پیش بود که خاله ام از یکی از شهرستانهای تابع تبریز خبر داد : دولت واگذاری 200 هزار تومان را حالا عملی کرده است!...واقعا بیاندیشید این یعنی چه؟ واقعا بیاندیشید چرا حالا؟ واقعا از 200 هزار تومن صدقه به ملت چه بر می آید؟

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 1:29 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

کلمه سبز/شنبه ۱۶ خرداد۸۸

از زمانی که کره شمالی بار دیگر با یک اقدام ناگهانی همهء دنیا را لرزانده و نگاه ها را متوجه خود ساخته ، این سوال مطرح می شود که انگیزهء پیونگ یانگ از این ماجرا جویی ها چیست؟ و در مقابل واکنش قدرتهای جهانی به ویژه ایالات متحده چه خواهد بود؟

 بررسی موضع ایالات متحده نسبت به آزمایش هسته ائی کره شمالی مستلزم یک نگاه تاریخی به رویکرد آمریکا به موضوع هسته ای این کشور است .قبل از هر بررسی باید گفت که کره شمالی پس از تقسیم شبه جزیره کره در سال 1945 ،بطور رسمی در سال 1948 تشکیل شد و تا دههء 80 که مذاکرات دو کره دربارهء طرح آشتی و وحدت دموکراتیک وارد مرحلهء جدی تری شود ، آمریکا حتی با وجود تضادهای ایدئولوژیک ، هیچ تمایلی به رابطه یا مذاکره با این کشور نداشت.تا اینکه وقتی از اوایل دههء 90 مذاکرات دو کره شروع شد و سرانجام در سال 1992 دو طرف در خصوص اعلامیهء مشترک شبه جزیرهء غیر هسته ائی به توافق رسیدند.این اعلامیه می رفت تا روابط بستهء کره شمالی وآمریکا را هم تحت تاثیر قرار دهد.اما همه چیز به یکباره تحت تاثیر رابطهء کره شمالی با آژانس بین المللی انرژی اتمی IAEA قرار گرفت کره شمالی که در سال 1985 به این سازمان پیوسته بود وقتی با لزوم بازرسی آژانس انرژی اتمی از تاسیسات این کشور روبرو شد. در سال 1993 از این معاهده خارج شد تا تلاشهای آمریکا برای مهار کرهء شمالی از سر گرفته شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 0:48 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 

آقایان چگونه است که از علی دم می زنید اما فراموش می کنید علی کسی بود که اگر چه بعد از رحلت پیامبر اعظم ،مستحق ترین بود بر حکومت اما دور نشست و سکوت اختیار کرد؟

آقایان چگونه است که دم از خدمتگزاری مردم می زنید و بر خطا بودن زمین و زمان! اما نمی بینید که چگونه بذر نفاق و دشمنی در میان مردم می کارید!

شاید اصلا خودتان هم نمی فهمید شکستن سکوت درست در آستانهء انتقال قدرت یعنی چه؟

آقایان چگونه است که از ارزشها سخن می گوئید و در بالاترین جایگاه می نشینید اما نمی فهمید زیر سوال بردن دولتهای 26 سال گذشته یعنی از بین بردن حداقل ارزشهای نظام در افکار عمومی ، یعنی بر فنا رفتن همان ارزشهای انقلابی که خودتان را منادیش می دانید!

آقایان صدقه دادن یعنی چه؟ مبادا فکر می کنید کسی نمی بینید و خبر نمی رسد پول نفت را با قسم قران در ازای رای مردم می فروشید!

.

.

پینوشت: می ترسم از ریشه گرفتن لجاجت در میان مردم نجیبی که همهء تاریخ همهء مصائب را به جان خریده اند اما اکنون می بینند که هر چه خود نجابت به خرج داده اند حالا....بترسید از عقوبت اعمالتان ای آقایان!

 ایران ای سرزمین من به جان پاس می دارمت

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 11:26 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 

وقاحت تا کجا؟ عوام فریبی تا کجا؟ سکوت تا کجا؟ مدارا تا کجا؟ من حالا از همه طلبکارم! می خواهم فریاد بزنم! می خواهم دادم را بستانم! از این مردم فریبی اگر چه بیزارم! به این سکوت و مدارا هم مشکوکم! از بالا تا پائین کسی سخن نمی گوید؟ من حالا از همهء سران این مملکت طلبکارم! از مقام معظم رهبری تا رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام تا رئیس صدا و سیما و حتی از موسوی که می گوید تریبونی ندارم! احمدی..به هدفش رسید! بگذار برسد اصلا حالا می خواهم بازیچهء دستان این مردم فریب باشم! حالا می خواهم بروم بالای قله ای بیاستم و فریاد بزنم اگر من می گویم این شخص که چهار سال لقب رئیس جمهوری ایران را داشت حالا به خاطر منافع خودش دروغ می گوید؟ پس شما چه می گوئید؟ چرا ساکتید؟ چرا صدایی نیست؟

آری می دانم احمدی همین را می خواست! احمدی می خواست که مردم فریاد بزنند! می خواست گروه ها به جان هم بیافتند! می خواست همه با هم درگیر شوند تا حقارتهایی که 4 سال بر مردم ایران تحمیل کرد و حالا وبال گردنش شده است بین همه تقسیم شود!

 

پینوشت: اینها مطالبات مردمیست که در هر کوی برزنی می روی می شنوی! نمی دانم آیا چگونه است که این چنین گوی و میدان داده اند تا کسی بدین سان راحت جنگ داخلی ایجاد کند؟ احمدی چه می خواهد؟ ریاست مدام العمر؟ مقام رهبری می خواهد لابد که اینچنین راحت همهء نظام را زیر سوال می برد؟

پینوشت: آقایان محترم تدبیر دولتی کجاست؟ ایران به خاطر خودخواهی ها قربانی می شود به خدا! کسی سخن بگوید! کسی راهی بیابد! کسی ...آقای احمدی چه می خواهی بگو ؟همه چیز برای تو ! اما ایران را به ایرانیان واگذار! به کسانی که از حرص قدرت همه چیز را لگدمال نمی کنند!...

 

ایران سرزمین من دوستت می دارم! از شمال تا جنوب! از شرق تا غرب! آبادانیت را می خواهم و صلح و آرامش تک تک کسانی را که در تو می زییند و خواهند زیست!

 

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 0:46 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 

اين روزها سفر باراک اوباما رئيس جمهور آمريکا به خاورميانه در کانون تحليل و بررسي سياسي قرار گرفته است. در حالي که اوباما تلاش دارد با سفر به کشورهاي عربي مصر و عربستان جهان اسلام را مورد خطاب قرار دهد ، تحليلگران با وجود اختلافات موجود در ميان کشورهاي عربي ، رويکردهاي افراطي دولت جدید اسرائیل و تشديد بحران اقتصادي آمريکا ، همچنان در خصوص نتيجه بخش بودن اين رويکرد اوباما ابراز ترديد مي کنند.

در حالی که اوباما با سخنان مصالحه جویانه * تلاش دارد نشان دهد آمريکاي کنوني بر خلاف دوران بوش و دولتمردان قبلي در حرکت است تا شايد بدين ترتيب ديدگاه ملل خاورميانه را نسبت به عملکرد آمريکا تغيير دهد .اما به باور تحليلگران باراک اوباما در حالی در مصر در مورد روند صلح ميان اعراب و اسرائيل سخن گفت که به رغم تلاش رئيس جمهور آمريکا براي به دست آوردن وجههء قابل قبول در ميان مسلمانان جهان ، مقامات اسرائیل به عنوان شريک ديرين اين کشور در جهتي مخالف حرکت مي کنند. واقعيت اين ادعا زماني روشنتر مي شود که درست در آستانهء سفر خاورميانه اي اوباما ، رئيس جمهور آمريکا با وزير جنگ اسرائیل ديدار و گفتگو مي کند و از سوي ديگر نتانیاهو اعلام مي کند حاضر به متوقف کردن شهرک سازي ها در سرزمين هاي اشغالي نيست و صراحتاً درخواست اوباما را ناعادلانه مي نامد. ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 19:1 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 

پرواز اعتماد را

با یکدیگر تجربه کنیم

وگر نه می شکنیم

بال های دوستی مان را

.

مارگوت بیکل

.

همه می دانند که برابری همهء شهروندان ، آزادی و حق شرکت همه بطور مساوی در حکومت اصول اساسی دموکراسی هستند اما باید توجه داشت دموکراسی نیز به عنوان یک نظام حکومتی چون سایر وجوه زندگی از تغییرات سریع زندگی فردی و اجتماعی تاثیر پذیرفته است ، هر چند در سیر تطور دولت از یونان باستان تا عصر کنونی و شکل گیری انواع نظام های دموکراسی نمایندگی در قالب سوسیال دموکرات و لیبرال دموکرات ..انتقاداتی بر این نظام حکومتی وارد شده است -اما واضح و مبرهن است که انتظار دموکراسی دولت شهرهای یونان بر جوامع کنونی معقول نیست. اگر چه در مورد اینکه چرا نخبگان جایگاه رفیع در دموکراسی ها یافته اند؟ اختلاف است اما شکی نیست این به معنای نادیده گرفتن حق طبقهء پائین یا توده یا عام نیست. این جملات برای کسانیست که موج سبز را به استهزاء گرفته اند در حالی که غافلند این انضباط عقلی نه تنها رویکرد پوپولیستی نیست بلکه سازماندهی دموکراسی اجتماعیست.به ویژه اینکه با وعدهء وام و حقوقهای ماهیانه ".." نیست.

  • تغییر حداکثری نیازمند میانه رویی و وحدت در تغییر تدریجیست .*
  • عدالت حداکثری نیازمند میانه رویی و وحدت در تحقق عدالت حداقلیست.
  • برای گذر از دولت ناکارآمد به دولت کارآمد نیازمند وحدت و هماهنگی هستیم.

پینوشت 1: اظهارات مهندس موسوی در دورهء تبلیغات نمایشگر این اعتدال و میانه روی تا حصول نتیجه است. اگر چه برخی از جوانان تجدد طلب بر تاکید ایشان بر ارزشهای انقلابی خرده می گیرند اما نباید فراموش کرد که ایشان در بسیاری از سخنانشان در معرفی برنامه ها از حقوق مدنی شهروندان در فضاهای حقیقی و مجازی نیز دفاع می کنند.با تاکید می گویم اگر کسی ادعا کرد صرفاً تقاضاهای نسل سوم را مد نظر دولت قرار خواهد داد نه تنها این ادعا غیر عملیست بلکه غیر عادلانه هم هست. دولت جدید ایران در راه توسعه سیاسی و مدنی ناگزیر از ایجاد تعادل در مطالبات نسل انقلابی و مطالبات نسل سوم است. می گویند نيكوس كازانتزاكيس (نويسنده زورباي يوناني ) تعريف مي كند كه در كودكي ، پيله كرم ابريشمي را روي درختي مي يابد، درست زمانيكه پروانه خود را آماده مي كند تا از پيله خارج بشود.كمي منتظر مي ماند، اما سرانجام – چون خروج پروانه طول مي كشد- تصميم مي گيرد به اين فرايند شتاب ببخشد. با حرارت دهان اش پيله را گرم مي كند، تا اينكه پروانه خروج خود را آغاز مي كند.اما بال هايش هنوز بسته اند و كمي بعد،مي ميرد.

كازانتزاكيس مي گويد: بلوغي صبورانه با ياري خورشيد لازم بود، اما من انتظار كشيدن نمي دانستم. آن جنازه كوچك، تا به امروز، يكي از سنگين ترين بارها بر روي وجدانم بوده. اما همان جنازه باعث شد بفهمم كه فقط يك گناه كبيره حقيقي وجود دارد : فشار آوردن بر قوانين بزرگ كيهان.بردباري لازم است،نيز انتظار زمان موعود را كشيدن، و با اعتماد راهي را دنبال كردن كه خداوند براي زندگي ما برگزيده است.

پینوشت 2: خلاصه نوشتم اما منتظر نقد و نظرات ارزندهء دوستان برای بسط و رسیدن به نتیجهء مطلوب هستم.شاد و پیروز باشید.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 0:50 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 

وقتی سیاست نوشته های یک زن ایرانی و یا گاه باره سیاست کنونی را درست کردم.تصمیم گرفتم .عقل و احساسم را تفکیک کنم. احساساتم را به رها اومانیست سپردم و عقلم را به عفیفه عابدی ...هر چند بعدها دیوارهای تنهایی را هم با رویکرد ایدئالگرایی اخلاقی ساختم تا شاید بتوانم ایدئالهایم را هم از رویکرد انسانگرایانه ام تفکیک کنم....اما انگار نمی شود کاملاً مجزا باشم!

خلاصه اینکه از آنجا که از تحقیر انسانها بیزارم و عزمم این است که اگر وارد سیاست اجرایی هم شدم اخلاقگرا باقی بمانم، این یادداشت را می نویسم.صادقانه می گویم آن روز که بفهمم دیگر آقای احمدی نژاد رئیس جمهور نیست اشک خواهم ریخت *نه برای تحقیرش بلکه برای اینکه خودم از اینکه کسی را ببینم که از اوج قدرت می افتد رنج می کشم. دوست نداشتم اینگونه شود. دوست نداشتم الان همه علیه ایشان بسیج شود دوست نداشتم خودم تلاش کنم مردم را به رای دادن به کسی غیر ایشان ترغیب کنم...اما متاسفانه عملکرد دولت نهم اگر نگویم ضعیف بود اما باید بگویم که همهء مردم را رنجاند. حالا قشر زیادی از مردم با سلایق گوناگون از ایشان طلبکارند.از اینکه به خودش اجازه می دهد از طرف آنها حرفی بزند که در واقع حرف خودش هست و نه حرف مردم : این یعنی سوء استفاده از قدرت.** من حق ندارم برای آرمانهای جهانی و ایدئولوژیکم حق 70 میلیون انسان بی گناه را نادیده بگیرم. من حق ندارم برای ملتی دیگر از حق ملت خود مایه بگذارم. مگر رفراندوم شده است که ما کارگزار حلقه به گوش دیگر ملتها باشیم. مگر دولتها و احزاب همین ملتها با آمریکا مذاکره نمی کنند و به دنبال راه تعامل بیشتر نیستند ***...چرا باید همهء منافع ملی امان را برای جلب رضایت روسیه بگذاریم****... چرا در را به روی سرمایه ها و تکنولوژی پیشرفته غرب ببندیم و تکنولوژی کپی شده چینی وارد کنیم...خیلی چیزهای دیگر..اما بیشتر نمی گویم.که بگوئید تهمت می زنی. ... برای من فرد فرد انسانها ارزشمندند. آقای احمدی نژاد به عنوان یک انسان، طرفداران ایشان به عنوان انسانها... اما من می نویسم و از این فرصت برای تغییر استفاده می کنم قطعا اگر خود آقای احمدی نژاد هم در قدرت بماند با این هجمه حداقل در 4 سال آینده واقعگرایانه تر عمل خواهد کرد..خلاصه اینکه ایران و همهء ایرانیان شاد و سرافراز باشید.این آرزو و هدف من است.

 

  • درست مثل چند شب پیش که گریستم -وقتی حس کردم انگار تغییری در راه نیست.نه کسی می رود-نه کسی دیگر می آید و نه کسی که می ماند متنبه می شود...
  • البته موارد دیگر بماند...
  • ای کاش واقعا از این پس ایران برای ایرانیان باشد.
  • البته من چندان با بدبینی به رابطه با روسیه نمی نگرم.اما رویکرد دولت نهم به روسیه را واقعگرایانه نمی دانم

 

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 11:26 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 

از مشکلات اقتصادی اعم از کم درآمدی تا بیکاری به فقر و انحطاط اخلاقی راهی نیست. این را باید از جوانان ایرانی پرسید که در این سالها به خاطر بی کاری یا انجام کارهای کم در آمد و غیر تخصصی هر روز افسرده تر شده اند و گاهی برای فرار از دغدغه های اصلی زندگی به فرعیات و کارهای دلخوش کنک پناه برده اند. آقای رئیس جمهور از سهام عدالت و چندرغاز پول از انبوه ثروت برباد رفته برای مردم و جوانان چه کار بر می آید جز اینکه از مسیر اصلی زندگی یعنی تلاش و زندگی سالم آنها را باز می دارد...تا چند سال پیش وقتی بزرگی می گفت زبان در کام می گیرم و سخن نمی گویم نمی فهمیدم می شود دردمند بود و سخنی نگفت شاید نه به خاطر خودت بلکه به خاطر یک یا چند نفر و یا شاید صدها نفری که بی گناهند ...من هم مدتهاست زبان در کام گرفته ام و نمی گویم در جامعهء اسلامی و میان داعیه داران امنیت اجتماعی چه ستم ها که بر زنان محجبه نیز روا نشده است...دین گریزی و معناگریزی زخم کوچکی نیست که همینان بر پیکر جامعه زده اند...باید کشیده باشی تا بفهمی که وقتی مادری فریاد می زند من سهام عدالت نمی خوام فرزندم را می خواهم یعنی چه؟ اصلا دردمند بودن هم لازم نیست فقط کمی منصفانه و انسانی بیاندیش ببین یعنی چه؟...معادلهء چندان سختی نیست:روابط بین الملل واقعگرایانه مساویست با جایگاه مناسب در اقتصادبین الملل که مساویست با اقتصاد داخلی شکوفا و این یعنی رونق صنعت که مساویست با افزایش فرصتهای شغلی که مساویست با سلامت روانی که مساویست با زندگی توام با لذت و رضایت...چگونه است که کسی که در بالاترین جایگاه کشوری می نشیند از حل چنین معادلهء پیش پاافتاده ای عاجز است؟

+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 23:13 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 

دستهای برهنه و پاهای برهنه ، نماد رنج انسانها هستند از ناکارآمدی بخشهای اقتصادی و فرهنگی..این را خوب بنگرید ، خوب درک کنید...

+ نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 21:35 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

اين هفته در جريان نشست سران روسيه و اتحاديه اروپا ،مسائل مربوط به پيمان جديد مشارکت راهبردي بين روسيه و اتحاديه اروپا و همچنين امنيت انرژي مورد بحث و بررسي مقامات دو طرف قرار گرفت. اگر چه در اين نشست مسائلي چون گرجستان و قفقاز ، همکاري اتحاديه اروپا با جمهوري هاي شوروي سابق نيز مورد اختلاف طرفين بود اما همه چيز تحت تاثير موضوع امنيت انرژي اروپا قرار گرفت.

اتحاديه اروپا به عنوان مصرف کننده عمدهء گاز صادراتي روسيه مدعيست اين کشور از قدرت خود در تامين انرژي اروپا به عنوان اهرم فشار سياسي استفاده مي کند ، در این نشست بار ديگر مذاکرات سران روسيه و اروپا در بارهء سرنوشت بدهي اکراين به روسيه بي نتيجه ماند. اوکراين براي اينکه گاز مورد نياز زمستان امسال خود را تامين کند، به پنج ميليارد دلار پول احتياج  دارد. اما با توجه به بحران اقتصادي که اين کشور را فراگرفته است،بعيد به نظر مي رسد مقامات  کييف بتوانند جلوي بحراني جديد را در اين خصوص بگيرند.اين در حاليست که هم اکنون 25 درصد گاز مورد نياز اروپا را تامين مي کند و 80 درصد گاز صادراتي روسيه به اروپا از خاک اکراين مي گذرد. و نتايج نظر سنجي نشان مي دهد بيش از پنجاه درصد مردم جهان معتقدند اروپا بايد وابستگي خود را به روسيه در حوزه انرژي  کاهش دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 14:41 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

مهندس میرحسین موسوی تاکید کرد: اگر به اصالت کرامت انسانی معتقد باشیم از تنوع فرهنگ‌ها وحشت نخواهیم کرد بلکه به آن به عنوان یک فرصت نگاه می‌کنیم.

به گزارش خبرنگار قلم‌نیوز، نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس صبح چهارشنبه در جمع تعدادی از نخبگان استان آذربایجان غربی در مجتمع فرهنگی و هنری ارومیه با بیان این مطلب افزود: من اعتقادی به عناوینی چون شهروند درجه‌ی یک و دو ندارم و معتقدم همه‌ی شهروندان در برابر قانون یکسان هستند.

وی بر حفظ حقوق شهروندی همه‌ شهروندان کشور تاکید کرد و گفت: برای رسیدن به این مساله در صورتی که رای بیاورم معاونتی برای حقوق شهروندی در ریاست جمهوری خود ایجاد می‌کنم.

موسوی در بخش دیگری از سخنانش به پروژه‌هایی نظیر پل میان‌گذر ارومیه اشاره کرد و گفت: نقل‌قولی راجع به برخی پروژه‌ها نظیر پروژه‌ پل دریاچه‌ ارومیه شنیده‌ام که در آن نقل قول زحماتی که بسیاری از مدیران و دانشمندان این کشور کشیده‌اند نادیده گرفته شده است. یا به عنوان نمونه، تکنولوژی هسته‌یی از آسمان نازل نشده است و مدیران و دانشمندان این کشور 30 سال زحمت کشیده‌اند و حتی قبل از آن هم زحماتی کشیده شده است. اگر به این شکل با مسائل روبه‌رو شویم و مفاخر خود را به جاهای مختلف مصادره کنیم ضرر خواهیم کرد...ادامه مطلب..

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 1:37 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

با وجود اینکه بسیاری از تحلیلگران مهمترین محور سفر نیکلا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه به امارات متحده عربی را همکاری های دفاعی،امنیتی  پاریس-ابوظبی ارزیابی می کنند اما از دیدگاه ناظران بین المللی این سفر را که توام با افتتاح اولین پایگاه نظامی فرانسوی ها در امارات بود ، می توان از چند زاویه مورد بررسی قرار داد. نخست اینکه سفرهای متعدد مقامات فرانسوی به خاورمیانه نشان می دهد که این کشور تلاش می کند جایگاه خود را در این منطقه استراتژیک استحکام ببخشد و دیگر اینکه عقد قراردادهای نظامی – تجاری در جریان این سفرها فرصتهای اقتصادی فرانسه را افزایش می دهد و بدین وسیله این کشور می تواند با استفاده  از این ابزار با سرعت بیشتری از بند بحران مالی رهایی بیابد.اما در این بین نکتهء حائز اهمیت رقابت شدید فرانسه با آمریکا در بازار تسلیحاتی خاورمیانه است که نشان می دهد سارکوزی که از زمان به قدرت رسیدن تابع بی چون و چرای کاخ سفید بوده است اینک می داند نظام بین الملل در جریان گذار از وضعیت یکجانبه گرایی به چند جانبه گرایی قرار دارد و لازم است فرانسه نیز چون سایر قدرتها به سیاستهای رقابتی و مستقل روی بیاورد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 15:22 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 

اين هفته با امضاء توافقنامه هسته ای روسيه با اردن و سفر سرگی لاوروف وزير امورخارجه اين کشور به لبنان و سوريه بار ديگر سياستهای خاورميانه ای روسيه مورد تحليل و بررسی ناظران بين المللی قرار گرفت و تحليلگران را بر آن داشت تا اين موضوع را مطرح کنند که فعال شدن ديپلماسی مسکو در خاورميانه تصادفی نيست.به عقيدهء کارشناسان تلاش روسيه برای مذاکره با گروه های درگير در مساله صلح خاورميانه از يک طرف و عقد قرارداد های اقتصادی و نظامی با کشورهای اين منطقه از سوی ديگر نشان می دهد ؛اينک خاورميانه از اولويتهای سياست خارجی روسيه است.به باور اين تحليلگران اگر چه نمی توان گفت ؛سياست خاورميانه ای روسيه در جهت کاهش نقش ايالات متحده در اين منطقه است اما بطور قطع اين سياست ها در راستای افزايش نقش مسکو در معادلات منطقه ای و بين المللی حاکم بر حوزهء خاورميانه است. از همين رو مسکو در حاليکه تلاش می کند روابط مستحکمی با تلاويو داشته باشد، روابط خود با دولتهای لبنان و سوريه را افزايش می دهد و حتی مناسباتش را با گروه های مختلف فلسطينی حفظ می کند. هر چند در اين ميان برخی از کارشناسان نيز مدعی هستند به نظر می رسد روسيه بر اساس ملاحظات بين المللی تمايلی برای صرف هزينهء بيشتر در خاورميانه ندارد ، بنابراين انتظار نمي رود در مساله اعراب و اسرائيل شاهد موضعگيری  جدی اين کشور باشيم.

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 11:32 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

رییس پیشین دانشگاه الزهرا (س) با تاکید بر لزوم نقش فعال زنان در امور تصمیم گیری و تصمیم‌سازی گفت: تا زمانی که نماینده‌ای از زنان در هر سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه وجود نداشته باشد، هرگز قوانینی به نفع آن‌ها تنظیم نخواهد شد.

به گزارش خبرنگار قلم‌نیوز، دکتر زهرا رهنورد عصر دوشنبه در جمع پرشور بانوان تبریزی افزود: اکنون بعد از سی سال زنان هنوز در تصمیم گیری‌های کلان مدیریتی نقش عمده‌ای ندارند. زن و مرد دو بال پرواز هستند؛ نمی‌خواهیم بگوییم که مردها به زن‌ها بد کرده‌اند اما در طول سال‌های پس از انقلاب آن‌قدر خلإ و فهرست کارهای انجام نشده وجود داشت که مسوولان کشور مشغول رسیدگی به این امور بوده‌اند.

رهنورد حمایت از زنان را با هدف رشد زن و مرد در کنار هم عنوان کرد و گفت: اگر در کشور حمایت از حقوق زنان صورت بگیرد دیگر با آماری مانند یک طلاق از هر پنج ازدواج روبه‌رو نخواهیم بود. زیرا اگر زنان احساس بی‌پناهی نکنند، مسلما در حفظ خانواده خود نیز موفق‌تر خواهند بود.

ادامهء مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 16:20 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 

در حالی که مقامات آمریکا و روسیه در جستجوی راهکاری جدید برای کاهش تنش ها و تثبیت همکاری و تعامل میان طرفین هستند ، هفته گذشته جوزف بایدن به جنوب شرقی اروپا سفر کرد تا نشان دهد که تمرکز آمریکا بر عراق ، افغانستان، پاکستان و حتی رابطه با روسیه به معنای غفلت واشنگتن از سایر جبهه ها از جمله شرق اروپا نیست. سفر بایدن به بوسني و هرزگوين، صربستان و كوزوو ، پس از حضور جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا در ژوئن 1980 در یوگوسلاوی سابق ، اولین سفر یک مقام بلند پایه کاخ سفید  به این منطقه است.این در حالیست که پس از اعلام استقلال کوزوو در 17 فوریه  2008 از صربستان، این منطقه به خاکریزی جدید برای رویارویی سیاست خارجی آمریکا و روسیه تبدیل شده و علی رغم سکوت کرملین در قبال سیاست های کاخ سفید انتظار نمی رود مساله رقابت بین دو قدرت در این منطقه به سادگی قابل حل باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 16:13 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

                                                                   

   Start where you stand از همانجا که ایستاده ای شروع کن! بسیاری از ما انسانها در هر مرحله و یا وجهی از زندگی یا کار همواره در انجام اولین اقدام در جهت میل و آرزو یا هدفمان دچار تردید می شویم.این سستی و تردید در هر انسانی می تواند ناشی از عوامل درونی و بیرونی زیادی باشد اما عامل مشترک در اغلب ما ناشی از یاس و ناامیدی در به سرانجام رساندن تصمیممان می باشد و در این بین هم در اکثریت مواقع نیروها و عوامل بیرونی و خارج از اراده خود را بهانه قرار می دهیم .در واقع بسیاری از ما بر ضعف انسان در برابر نیروهای بیرونی واقفیم اما از نیروی ارادهء درونی خود غافلیم. انتخابات در ایران نیز از مقولاتیست که دچار این فرآیند شخصیتی افراد جامعه است. در حالی که نمی دانیم وقتی از رای دادن غفلت می کنیم در واقع فرصت را به دیگری می دهیم که اراده اش را بر ما تحمیل کند. در این شرایط است که باید گفت قبل از اینکه نیرو و ارادهء دیگری بر ما غلبه کند ما مغلوب سستی ارادهء خود شده ایم. شاید در این میان کسانی بگویند که رای دادن ما چه سودیدارد؟ در جواب باید بگوییم که حداقل سود این عمل این است که از شماتت درونی جلوگیری می کنیم. حداقل می دانیم که ما حداقل تلاش لازم را انجام داده ایم. و اگر به هر دلیل انتخاب ما به سر انجام نرسیده است ما کمترین تقصیر را داریم. این یکی از مضررات دموکراسی کاملا مردمی هم هست. حرف من این نیست که دموکراسی در ایران کاملا جاریست یا اصلا نیست.بلکه گاه انتخاب پوپولیستی از مضررات دموکراسی حداکثری است که خود ارسطو و افلاطون هم بدان واقف بودند. *...در هر صورت فراموش نکنیم ما هم به عنوان یک شهروند مسئولیم.لازم است در هر جایگاهی که قرار داریم به وظایف خود خوب عمل کنیم.

* لازم به ذکر هست که بحث در خصوص دموکراسی کاملا مفصل است و خارج از این بحث باید بدان پرداخته شود.

 نظرات دوستان


علیرضا ی عزیز :

یازده سال پیش در اولین سالگرد دوم خرداد در دانشگاه تهران ، رییس جمهوری سخنرانی یی کرد و در پاسخ شعار دهندگانی که از مرگ این و آن می گفتند خواست که از زنده باد ها گفته شود . هفت سال از آن روز گذشت و در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری هاشمی آمد و قالیباف ؛ احمدی نژاد بود و معین ؛ کروبی و لاریجانی . گرچه معین و مهرعلی زاده با حکم حکومتی به رقابت نهایی رسیدند اما بودند . در روز رای گیری ما هم بودیم اما در خانه ها !

یازده سال پیش صحبت از برگزاری انتخابات آزادبود؛ اما چهار سال قبل ، با وجود طیف وسیعتری از سلیقه ها ، کنار نشستیم و از حقمان استفاده نکردیم . راستی چرا ؟ مگر منظورمان داشتن انتخاباتی آزادتر نبود ؟ پس چرا از انتخابی نزدیکتر به دیدگاه هایمان قهر کردیم ؟

امروز در حسرت روزهای از دست رفته در استادیوم آزادی .با نسل جدیدی مواجه هستیم که واقع بین تر شده اند .می دانند که با گوشه نشینی های بی مورد ،فقط بر سر خود می آوریم آنچه را نباید بیاوریم .امروز خاتمی بود و شعارهای والای فکر خلاقش . راستی تا کنون از خود پرسیده ایم که چرا مصدق و دیگران با وجود اندیشه های مترقی نتوانسته اند موجی به بزرگی دوم خرداد به وجود بیاورند ؟ بحث کیش شخصیت یک فرد نیست بلکه اعتقاد به اندیشه های راهگشایش است ...

امروز خاتمی ترجمانی از دوم خرداد مطرح کرد که موج جدیدی از دوم خرداد ها را بشارت می دهد . او برای زنانی گفت که در مقنعه و چادر خود را پیچیده بودند و برای دخترانی که به انتخاب خود آزادانه تر پوشیده بودند . او از آزادی گفت و از تحجر و تحقیر ملت ایران نالید . مگر جز این می خواهیم ؟ در پایان هم خواست که از بیست و دوم خرداد ، دومی دیگر بسازیم . و با صراحت از میر حسین موسوی حمایت کرد ...

آیا فردای انتخابات پیش رو ، باز هم این نوشته ها مصداق می یابد ؟ خدا نکند !

خودم :

بیائید آنچه می خواهیم اراده کنیم. بیائید آنچه می خواهیم به دیگری وانگذاریم اولین قدم را خودمان برداریم. بیائید آنچه می خواهیم اراده کنیم.حلقه های یک زنجیر بلند و مستحکم باشیم از شمال تا جنوب ایران ، از غرب تا شرق...بیائید آنچه می خواهیم اراده کنیم.!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 13:29 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 

خیلی زیباست اگر بتوانیم چون حماسهء 2 خرداد 76  * هم رای و هم قدم شویم.اما این اصلاً درست و منطقی نیست که انتظار داشته باشیم که همهء ایرانیان واجد شرایط رای شان به یک گزینه باشد. هر کس بر اساس منطق و استدلالی می تواند به هر کس که صلاح می داند رای بدهد.این حق هر انسان است. و من نیز اگر لوگوی مهندس موسوی را در این وب قرار داده ام از همین حق انسانی خود بهره برده ام و قصدم تحمیل رای ام به کسی نیست بلکه هدفم شفافیت است.که این صفت را از اصول اخلاقی خود در همهء وجوه زندگی ام می دانم.من از انتخاب آقای میرحسین موسوی به ریاست جمهوری وقتی خوشحال می شوم که ایشان در عرصهء عمل موفق شود و گرنه ترجیح می دهم هر کس دیگر که در عمل بهتر خواهد بود انتخاب شود. به عنوان کسی که دغدغه های اجتماعی و ملی و انسانی دارم بر این باورم که در کنار مشکلات اجتماعی مهمترین مسائل ما در حال حاضر اقتصاد داخلی و سیاست خارجی است. و چون چندان در اقتصاد داخلی تخصصی ندارم از منظر سیاست خارجی کاندیداهای مورد نظر را تحلیل و بررسی می کنم. در عین حال که در نظر دارم که جمع کل شرایط در یک کاندیدا سخت است و شاید اصلا امکان پذیر نیست. .....

* تاکید من از دوم خرداد 76 به دلیل هم رای و هم قدم بودن است و نه صرفا انتخاب آقای محمد خاتمی..

پینوشت :

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است***چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است.

 دین ، مذهب و ایمان من یک رکن بیشتر ندارد و آن خدای یگانه است که انسان گرایی ام هم در لوای همین رکن قرار دارد....  در هر صورت باید بگویم به شخصه بنده با هر کسی که انتخاب شود همراه خواهم بود.چه این فرد آقای موسوی باشد ، چه آقای  کروبی و چه آقای رضایی و چه آقای احمدی نژاد ...و در عمل تلاشم را برای ساختن ایرانی آبادتر و رفاه و آسایش ایرانیان ادامه خواهم داد. چه تریبونی برای نقد و بررسی و ارائه راهبرد در اختیار داشته باشم و چه نه ...این هدف اصلی من از حضور در عرصهء سیاسی ایران عزیز است. و البته ادامهء راه انسانگرای ام در کل جهان...

 

+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 12:24 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |

 

 

در عصر ارتباطات قرار داریم.در عصری که هر ثانیه اخبار این سوی جهان مرزهای جغرافیایی را می شکافد ، از فیلترهای ارتباطات رادیویی و تلوزیونی و الکترونیکی می گذرد و به آن سوی جهان می رسد.حتی هزینهء چندانی برای پست و مخابره اش لازم نیست.به سرعت نور می رود تا چشم بر هم بگذاری... جدا از همهء ابعاد اثرگذاری این عصر بر زندگی فردی و اجتماعی آنچه منظور نظر من است صحبت در مورد اثرات این دوران بر روی سیاست خارجی کشورها و روابط بین الملل است و اینکه چگونه سرنوشت دولتها ، ملتها و تک تک انسانها تحت تاثیر این عصر فرا مکانیست. نمی خواهم وارد نظریات بین الملل از رئالیسم تا لیبرالیسم و رفتارگرایی و فرا رفتارگرایی و غیره شوم ، همه چیز خیلی ساده تر از چارچوبهای تئوریست وقتی نه حتی به همین چهار سال گذشته می نگریم. نه حتی وقتی به 8 سال دورهء محمد خاتمی باز می گردیم ، فقط وقتی خارج از گود می نشینیم و روابط سایر کشورها را در مقابل هم می نگریم. دیگر گذشته آن روزها که منتظر بمانی ببینی چه سند و قرار دادی بین دو دولت امضاء شد ، حالا نگاه ها و کلام ها و حتی لباس پوشیدن مقامات دولتی با زبان بی زبانی با دیگران سخن می گوید و بر سرنوشت دولت و ملتی اثرات ماندگار می گذارد...به کسی رای دهیم که وقتی می خندد بداند خندهء او باید در شان 70 میلیون انسان باشد. به کسی رای دهیم که وقتی لباسی می پوشد فراموش نکند نماد فرهنگی 70 میلیون انسان است. به کسی رای دهیم که وقتی عصبانی می شود بداند تنها شخصیت خودش مهم نیست او صاحب شخصیت 70 میلیون انسان است.به کسی رای دهیم که بداند اگر او نمایندهء 70 میلیون انسان است این بدان معنا نیست که او بی نظیر و بی همتاست...به کسی رای دهیم که بداند اگر کلام او سند و مدرک می شود اما عمل مهمتر است. به کسی رای بدهیم که اگر لازم نیست آیندهء خیلی خیلی دور را حتما در نظر بگیرد اما بداند زندگی انسانها هم فقط همین امروز نیست ، هر چیزی در جای خود قرار دارد...

+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 0:43 توسط عفیفه عابدی :: رها مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |